for evrybody
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : وحید استعدادی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 12 فروردین 1396 :: نویسنده : وحید استعدادی

یک کانال عالی و توپ پیدا کردم امیدوارم ازش لذت ببرید.

https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_QSK_IBTV2Fo1MQ





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 12 فروردین 1396 :: نویسنده : وحید استعدادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 اسفند 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی

کتاب «یازده دقیقه» یکی دیگر از آثار ماندگار و حتی یکی دیگر از شاهکارهای پائولو کوئلیو نویسنده توانمند برزیلی است. آنچه که در اکثر آثار کوئلیو مشاهده می‌شود و می‌توان از آن به عنوان فصل مشترک آثارش نام برد، وجود روح زندگی و ایجاد احساس نشاط و امید است. در حالیکه در اکثر داستان‌های این نویسنده بزرگ نقش‌های اصلی افرادی هستند که در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کنند اما با اتفاق‌ها و خودباوری‌هایی که در طول ماجرا روی می‌دهد، در دردناک‌ترین لحظات احساس خوشبختی پدیدار می‌شود و خواننده آن را با تمام وجود احساس می‌کند و آن را اغراق آمیز نمی‌بیند.


برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، ۳۵۰ فرانک سوییس می‌گیرم. در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم و تظاهر به محبت و صحبت درباره مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را، کل این مدت می‌شود یازده دقیقه رابطه جنسی! یازده دقیقه!! دنیا دور چیزی می‌گردد که فقط یازده دقیقه طول می‌کشد. به خاطر این یازده دقیقه است که در یک روز ۲۴ ساعته (با این فرض که همه زن و شوهرها هر روز عشقبازی کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج می‌کنند،‌ خانواده تشکیل می‌دهند، گریه بچه‌ها را تحمل می‌کنند، مدام توضیح می‌دهند که چرا دیر آمده‌اند خانه، به صد تا زن دیگر نگاه می‌کنند با این آرزو که با آن‌ها چرخی دور دریاچه ژنو بزنند، برای خودشان لباس‌های گران می‌خرند و برای زن‌هایشان لباس‌های گران‌تر، به فاحشه‌ها پول می‌دهند تا جبران کمبودشان را در زندگی زناشویی‌شان بکنند و نمی‌دانند این کمبود چیست.
همین یازده دقیقه، صنعت عظیم لوازم‌آرایش، رژیم‌های غذایی، باشگاه‌های ورزشی و پورنوگرافی را می‌گرداند. و وقتی مردها دور هم جمع می‌شوند، ‌برخلاف تصور زن‌ها، اصلاً راجع به زن‌ها حرف نمی‌زنند. از کار و پول و ورزش حرف می‌زنند. یک جای کار تمدن ما ایراد اساسی دارد!

اگه خواستید بخونید وپیداش نکردید بگید بفرستم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 شهریور 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی
این رمان را که داود امیریان نوشته و فضای آن طنزآمیز است، بخشی از ابعاد حماسه های رزمندگان غیور دفاع مقدس را در قالبی جدید بیان می کند و همین فضای جذاب برای نوجوانان موشکافی می شود.

در این رمان ماجرای چند رزمنده روایت می شود که سرپرستی یک گردان قاطر را در دست می گیرند تا آذوقه و مهمات مورد نیاز عملیات رزمندگان را از این طریق به بالای کوه منتقل کنند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 5 شهریور 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی
یک عدد تسبیح دستتان بگیرید و شب که می‌خواهید بخوابید، یک دور همراه دانه‌های آن بگویید: "من خودم را دوست دارم!" و وقتی به انتهای تسبیح رسیدید، دوباره دانه‌ها را یکی‌یکی حرکت بدهید و این بار بگویید: "من دوست‌داشتنی هستم!" بعد از این‌که با ۲ دور تسبیح زدن این جمله‌ها را گفتید، با دست خود بوسه‌ای بر گونه‌هایتان بگذارید و بگویید: "... جون، خیلی دوستت دارم!" (جای ... نام کوچک خودتان را بگویید، اصلا هم لازم نیست از خودتان خجالت بکشید! مثلا بگویید: سپیده جون، خیلی دوستت دارم!) صبح هم که بیدار شدید، قبل از بیرون آمدن از رختخواب، همین کارها را انجام بدهید. اگر امکانش را داشتید، در میانه‌های روز هم حداقل یک بار این تمرین را انجام بدهید. می‌دانید نتیجه‌اش چه خواهد بود؟ یک بار دیگر پاراگراف پایین را بخوانید!

اغلب مشکلات ما ناشی از این است که "خودمان را دوست نداریم". این شاید خلاف تصوری باشد که اغلب ما داریم، اما واقعیت همین است. کسی که سیگار می‌کشد با این‌که می‌‌داند حاصل این کار کوتاه شدن عمر و ابتلا به انواع مریضی‌های سخت خواهد بود، آیا علتش جز این است که خودش را دوست ندارد؟ وقتی ما هوای شهرهایمان را آلوده می‌کنیم آیا دلیلی جز این دارد که با خودمان دشمنیم؟ وقتی زباله‌هایمان را در طبیعت رها می‌کنیم، جنگل‌ها را خراب می‌کنیم و جایش ساختمان می‌سازیم و با این کارهایمان دیگر گونه‌های زیستی را نابود می‌کنیم (که در نهایت ضررش به خود ما برخواهد گشت) آیا علتش این نیست که با خودمان آشتی نیستیم؟ ...و در نهایت، وقتی فکرهای منفی، حسادت، کینه، بدخواهی و... را به ذهنمان راه می‌دهیم و سلامت جسم و روانمان را به خطر می‌اندازیم، آیا نباید گفت خودمان را دوست نداریم؟ باورش شاید برایتان سخت باشد، ولی اگر خودتان را دوست داشته باشید و این "دوست داشتن خود" (با تمرین و مداومت) در ناخودآگاهتان ثبت شود، آن وقت با شگفتی خواهید دید که یک سازوکار درونی شما را از هر چیزی که به ضررتان باشد برحذر می‌دارد. حتی وقتی کوچک‌ترین فکر منفی هم وارد ذهنتان می‌شود، زنگ‌های خطر را به صدا درمی‌آورد و منفی‌اندیشی‌ها را از شما دور می‌کند. دوست داشتن خود کار دشواری نیست؛ فقط کمی "همت" می‌خواهد. تمرین ساده‌ای که شرح آن را در ادامه می‌خوانید، کمکتان می‌کند تا با خودتان آشتی شوید. شروع کنید، معجزه‌ها در راهند!
محمود معظمی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 3 شهریور 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی

لطفا کرم ضد آفتاب بمالید!
اگر میخواستم برای آینده شما فقط یک نصیحت بکنم، مالیدن کرم ضد آفتاب را توصیه میکردم. آثار مفید و دراز مدت کرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی که سایر نصایحی که من امروز مطرح می‌کنم، هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه های پر پیچ و خم زندگی شخصی‌ام ندارند. اما به هر حال، نصایحم را خدمت‌تان عرض میکنم:


قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، البته اگر هم ندانستید، مهم نیست!
به هر حال، روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را خواهید دانست. زمانی که طراوت آن رو به افول بگذارد.
اما باور کنید که بیست سال دیگر، به عکسهای جوانی خودتان نگاه خواهید کرد و به یاد می آورید چه امکاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.
می‌بینید آن طور که تصور می کردید چاق نبوده‌اید.
می‌فهمید که خیلی چیز‌ها در بهترین شرایط بوده است تا شما احساس خوب داشته باشید.

نگران آینده نباشید. اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید.

فقط این را بدانید که نگرانی همان اندازه مؤثر است که جویدن آدامس بادکنکی در حل یک مساله ی ریاضی.
مشکلات اساسی زندگی شما بی‌تردید چیزهایی خواهند بود که هرگز به ذهنتان خطور نکرده اند: از همان نوع مشکلاتی که یک روز سه شنبه، ساعت چهار عصر وقتی هیچ کار دیگری برای انجام ندارید، ناگهان به سراغ شما می‌آیند و تمام ذهن و روح شما را می‌گیرند.

هر روز کاری انجام دهید که شما را بترساند!

با دل دیگران بی رحم نباشید و با کسانی که با دل شما بی رحم بوده اند، سر نکنید.

عمرتان را با حسادت تلف نکنید.
گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب.
مسابقه طولانی است و سر انجام، خودتان هستید که با خودتان مسابقه میدهید.

تعریف‌هایی را که از شما می‌کنند، به خاطر بسپارید. ناسزا ها و توهین‌ها را فراموش کنید.
البته اگر واقعاً میشد آنها فراموش کرد، راهش را به من هم نشان بدهید.

نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ کنید.
صورت حسابهای بانکی و قبضها و … را دور بیاندازید.

اگر نمی دانید می خواهید با زندگیتان چه بکنید، احساس گناه نکنید.
جالبترین افرادی را که در زندگی ام شناخته ام در ۲۲ سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگیشان چه کنند.
برخی از جالبترین چهل ساله هایی هم که می شناسم هنوز نمیدانند.

تا میتوانید کلسیم بخورید.
با زانوهایتان مهربان باشید.
وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید کمبودشان را به شدت حس خواهید کرد.

ممکن است ازدواج کنید، ممکن است نکنید.
ممکن است صاحب فرزند شوید، ممکن است نشوید.
ممکن است در چهل سالگی طلاق بگیرید، احتمال هم دارد که در هفتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان کمی هر برقصید.
هرچه می کنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید.
به هر حال، تصادف و احتمال،‌ نیمی از تصمیم‌های ما را شکل می‌دهند.

از بدن خود لذت ببرید. هر جور که میتوانید از آن استفاده کنید. حس بد به آن نداشته باشید و به حس بد دیگران به آن هم کاری نداشته باشید. مهم‌ترین ابزاری که در زندگی دارید بدنتان است.

برقصید. حتی اگر جایی پیدا نکردید و مجبور شدید در اتاق خودتان برقصید.

نقشه‌ها و تابلو‌های جهت را بخوانید، حتی اگر نمی‌خواهید آنها را جدی بگیرید.

از خواندن مجلات زیبایی پرهیز کنید.

تنها خاصیت آنها این است که بشما بقبولانند که زشتید.

پدر و مادرتان را بشناسید و دوست بدارید. نمی‌دانید که تا کی با شما هستند.

با خواهران و برادران خود مهربان باشید.
آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوی تنها کسانی هستند که بیش از هر کس دیگر در آینده از شما مراقبت خواهند کرد.

به یاد داشته باشید که دوستان می آیند و می روند، ولی آن تک و توک دوستان نزدیک ارزشمندتان را به هر قیمتی حفظ کنید.

سفر کنید.

برخی حقایق انکارناپذیر را بپذیرید:
قیمتها صعود می کنند، سیاستمداران کلک میزنند، شما هم پیر میشوید.
و آنگاه که شدید، در تخیلتان به یاد می آورید که وقتی جوان بودید قیمتها مناسب بودند، سیاستمداران شریف بودند، و بچه ها به بزرگترهایشان احترام میگذاشتند.

به بزرگترها احترام بگذارید.
توقع نداشته باشید که کس دیگری از شما حمایت مالی کند.
ممکن است حساب پس اندازی داشته باشید.
شاید هم همسر ثروتمندی نصیبتان شده باشد.
ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی کنید که کدامیک زودتر از دست می‌روند!

خیلی با موهایتان ور نروید وگرنه وقتی چهل سالتان بشود، شبیه موهای هشتاد و پنج ساله ها میشود.

نخ دندان به کار ببرید.

دقت کنید که توصیه‌های چه کسانی را جدی می‌گیرید. اما به هر حال، توصیه‌کنندگان را تحمل کنید. نصیحت گونه‌ی دیگری از غم غربت است. کسی که نصیحت می‌کند، گذشته‌ها را از میان تل زباله ها بازیافت می‌کند. گردگیری می‌کند. روی زشتی ها و کاستی هایش رنگ جدیدی می‌زند و آن را به قیمتی بالاتر از ارزش واقعی‌اش می‌فروشد.

اما با همه‌ی نصیحت‌هایی که من کردم، لطفاً به من در مورد ماجرای کرم ضد آفتاب، اعتماد کنید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یک فرد معمولی بین یک تا ده ایده در ده دقیقه تولید میکند.
افراد با استعدادتر میتوانند ده ایده در یک دقیقه تولید کنند ،یک نابغه فرضا میتواند صد ایده در یک دقیقه تولید کند.
 ما میخواهیم
یک میلیون ایده  در یک دقیقه تولید کنیم.آیا باور دارید که میتوانید؟؟


برگرفته از سایت  متاخلاق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 3 مرداد 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی
مزرعهٔ حیوانات (Animal Farm) که در  به نام قهٔ حیوانات نیز شناخته شده‌است،رمانی  به انگلیسی و نوشتهٔ ارورل است. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال 1945در انگلیس منتشر شد، ولی در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید. این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که در اقدامی آرمان گرایانه و انقلابی، صاحب مزرعه (آقای جونز) را از مزرعه اش فراری می‌دهند تا خود ادارهٔ مزرعه را به دست گرفته و «برابری» و «رفاه» را در جامعه خود برقرار سازند. رهبری این جنبش را گروهی از خوک‌ها به‌دست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به رهبری خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهره کشی از حیوانات مزرعه می‌پردازند و هرگونه مخالفتی را سرکوب می‌کنند.



  امیدوارم از خوندن این داستان درس بگیریم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دختری از جنس الماس
ماه پیشونی...نوشته احمد شاملو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 16 تیر 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی
مردی که از هیچ چیز نمیترسید
داستان زندگی کیم  وو چونگ
برای کسانی که میخواهند وارد کسب و کار شوند.کسانی که آرزو و هدف دارند.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 9 تیر 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی

سلام دوستان شما رو دعوت میکنم به شنیدن این داستان با صدای احمد شلملو (واقعا فوق العاده است)

آدرس سایت

شازده کوچولو یا شهریار کوچولو (به فرانسی Le Petit Prince) داستانی  است اثر آنتوان دو سنت اگزوپری که اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. این کتاب به بیش از ۲۵۰ زبان و گویش ترجمه شده و با فروش بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ محسوب می‌شود. کتاب شازده کوچولو «خوانده شده‌ترین» و «ترجمه شده‌ترین» کتاب فرانسوی‌زبان جهان است و به عنوان بهترین کتاب قرن ۲۰ در فرانسه انتخاب شده است. از این کتاب به طور متوسط سالی ۱ میلیون نسخه در جهان به فروش می‌رسد. این کتاب در سال ۲۰۰۷ نیز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزیده شد.


اگزوپری در کنار هواپیمای سقوط کرده خود در صحرای آفریقا. نجات معجزه‌آسای اگزوپری الهام‌بخش او در نوشتن این داستان شد.

خلاصه داستان:

سال ۱۹۳۵، هواپیمای سنت اگزوپری، که برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون تلاش می‌کرد، در آفریقا  دچار نقص فنی شد و به ناچار در همان‌جا فرودآمد.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 18 خرداد 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی
سلام بچه ها امروز میخوام کتاب (قورباغه ات رو قورت بده )رو معرفی کنم. 
د ر ابتدا راجع به نویسنده کتاب:

برایان تریسی یک سخنران،مربی و مشاور حرفه ای و مدیر شرکت بین المللی برایان تریسی است که یک کمپانی آموزش-مشاوره ای در سولاتابیچ کالیفرنیاست.در ضمن او یک میلیونر خود ساخته است.

برایان آموزش های خود را از راهی دشوار فرا گرفته است.وی تحصیل خود را در دبیرستان نیمه تمام رها کرد وسال ها به کار یدی مانند شستن ظرف ،حمل الوار،حفر چاه،کارگری در کارخانه ها وجابه جا کردن بسته های کاه در مزارع ودامداری ها اشتغال داشت.

تقریبا 25 ساله بود که فروشندگی را آغاز کرد و در دنیای تجارت شروع به بالارفتن از نردبان ترقی کرد.سال ها با مطالعه و به کارگیری هر ایده،روش و تکنیک مفیدی که پیدا میکرد راه پیشرفت خود را میگشود تا اینکه سرانجام مدیر اجرایی شرکتی شد که سالانه 265میلیون دلار سود دهی داشت.

پس از سی سالگی بود که در دانشگاه آلبرتا ثبت نام کرد وپس اخذ درجه کارشناسی باز هم به تحصیل ادمه داد تا مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت از دانشگاه کلمبیا پاسیفیک دریافت کرد.

وی در طی سالیان متمادی در 22 کمپانی تجاری وصنعتی کار کرده است.از سال 1981 شروع به آموزش اصول موفقیت خود از طریق سخنرانی هاوسیمنار ها در سطح کشور کرده است و تاکنون کتاب ها و نوار های صوتی وتصویری او به 21 زبان ترجمه شده است و در 36 کشور مورد استفاده قرار می گیرد.

برایان براین نکته تاکید دارد که هرانسان معمولی استعداد های شکوفا نشده ی فراوانی دارد.

برایان تریسی خود را یک (سخنران گزینش گر)میخواند.او خود را نه یک پزوهشگر آکادمیک بلکه یک ترکیب کننده ی ازاطلاعات میداند.

وی هر ساله وقت خود را صرف مطالعه مجموعه وسیعی ازروزنامه ها،مجله ها،کتابها میکند.

خلاصه ای از کتاب:
یكی از به اصطلاح بزرگ‌ترین رازهای موفقیت این است كه شما واقعاً می‌توانید درخودتان یك «اعتیاد مثبت» نسبت به لذتی ایجاد كنید كه از اطمینان، اعتماد و قابلیت حاصل از موفقیت ناشی می‌شود وقتی این اعتبار را درخود ایجاد كردید آن وقت بدون آنكه حتی دربارة آن فكر كنید زندگی خود را به نحوی سر و سامان خواهید داد كه مدام كارها و پروژه‌های بزرگ‌تری را آغاز كنید و به انجام برسانید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 3 خرداد 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی
رندی کیج(Randy Gage):

وقتی که پشت یکی از وایپرام نشستم و به چراغ قرمز می‌رسم و می‌ایستم ،یه ماشین میاد بغل دستم می‌ایسته و میگه :اوه..نگاش کن ،آقای

رندی سوار وایپره.عجب ماشین توپی ،من وقتی بزرگ شدم یه وایپر می‌خرم ولی بابا...بابای پسره همچین حرفی نمزنه ،اون فقظ پشت

قرمان میشینه.بابا الان بزرگ شده و به این نتیجه رسیده که هیچ گاه یه ماشین وایپر نخواهد خرید،اون یه ژیان ماهاری خواهد خرید.

 وقتی من  با بچه ها صحبت می‌کنم اونا واقعا ماشین های درست حسابی رو دوست

دارن(میگن)آره من می‌خوام لامورگینی بخرم ،میخوام فراری بخرم.ولی وقتی که لیست ماشین های پر فروشو منتشر

می‌کنن...(انواع ماشین های گرازه )

 چه‌جوری که من وقتی لیست ده ماشین پرفروشو نگا میکنم اسم فراری،لامبورگی،...توش نیست.

چون اونا از رویا هاشون دست کشیدن






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی
چیکیده ای از رمان:

جاناتان،مرغ دریایی کتابی است سراشر از امید.
داستان پرواز و رهایی .داستان چگونه بریدن و چگونه دل کندن،داستان رها کردن وشکستن تمام عادات.یک داستان نمادین که میشود از آن اوج گرقتن را آموخت.اینکه هرگز نباید مایوس شد و دست از تلاش کشید.

امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرید








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 11 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : وحید استعدادی

کوبی برایانت و مایکل جکسون

وقتی کوبی برایانت در ۱۸ سالگی به لیکرز آمد، مایکل جکسون با او تماس گرفت. برایانت می‌گوید:

عجیب به نظر می‌رسد، اما حقیقت دارد. او مربی‌ام بود و به من آمادگی می‌داد. ما همیشه در این مورد که او چگونه خود را برای خلق موسیقی و اجرای کنسرت آماده می‌ساخت، صحبت می‌کردیم. او مسیرهایی که خود طی کرده بود را به من آموزش می‌داد. اینکه چگونه آلبوم تریلر و بد را ساخته است. با تمامی جزئیاتش برایم بازگو می‌کرد. این تمام اعتباری بود که من نیاز داشتم - اینکه بدانم باید بر کارم تمرکز کنم و هرگز سست نشوم. زیرا کاری که او کرد و شیوه‌ای که انجامش داد، با استفاده از نیروی ذهن و روان بود. او کمک کرد مرا به سطحی برساند که بتوانم در بازی با شک (شکیل اونیل) سه عنوان قهرمانی بدست آورم. این به خاطر آمادگی‎ها و درس‌هایی بود که از او دریافت کرده بودم؛ و تمامش در جهت رشد و پیشرفت است. این به خاطر ذهنیتی است که دارم، به خاطر عضله و زور بازو نیست. این را از (مایکل) جوردن نگرفته‌ام. این را از سایر قهرمانان نگرفته‌ام. این را از مایکل جکسون گرفته‌ام.(بقیه در ادامه مطلب)

یکی از بهترین مستند های که دیدم،امیدوارم شما هم لذت ببرید      دانلود


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات